الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

115

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

بردگان حبشى كه نصرانى بودند ؛ زندگى مىكردند . در طائف هم عداس نصرانى كه از اهالى نينوا در شمال عراق بود ؛ زندگى مىكرد و كمى قبل از ظهور اسلام ، در مكه هم افرادى به نصرانيت گرويده بودند كه از جملهء آنها عتبة بن ابى لهب و عثمان بن حويرث و ورقة بن نوفل بودند . « 1 » ( 1 ) در اواخر قرن ششم ميلادى ، يهوديان يمن توانستند كه در « ذى نؤاس » ، پادشاه يمن تأثير بگذارند و شايد علّت اصلى تأثيرپذيرى وى از يهود آن بود كه وى را از سيطرهء نصرانيّت در سرزمينش ترسانده بودند و اين كه درهاى كشور يمن به روى نصاراى حبشه بدون هيچ مقاومتى گشوده مىشود . بنابراين او را به دين خويش در آوردند و به وسيله او از نصاراى يمن انتقام گرفتند . آنان او را تحريك كردند كه نصاراى نجران را اذيت كند و آنها را داخل گودال‌هايى كه در زمين كنده بودند ، بسوزاند و از آنجا كه نصرانيت در آن روز حقانيتى بيشتر از يهوديت داشت ؛ خداى متعال مىفرمايد : « قُتِلَ أَصْحابُ الْأُخْدُودِ النَّارِ ذاتِ الْوَقُودِ إِذْ هُمْ عَلَيْها قُعُودٌ وَ هُمْ عَلى ما يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ وَ ما نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَنْ يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ » « 2 » . مرگ بر اصحاب اخدود ، در گودال‌هايى پر از آتش كه در كنارش نشسته بودند و آنچه را بر مؤمنان مىرفت تماشا مىكردند و هيچ ايرادى جز ايمان آوردن به خداوند پيروزمند ستوده نداشتند . ( 2 ) تا اين كه نصاراى حبشه به انتقام گرفتن از خون هم‌كيشان خود پرداختند و حكومت « ذى نؤاس » را در سال 525 م . به فرماندهى ابرهه نابود كردند و پنجاه سال در آنجا به حكومت پرداختند . در اين مدت ، نصرانيت مورد حمايت و پشتيبانى قرار گرفت و عدهء زيادى به آن گرويدند و كنيسه‌هاى فراوانى در شهرها بنا گرديد كه مشهورترين آنها كنيسهء نجران بود كه ابرهه آن را بنا كرده بود و به تزيين و زيبايى آن بسيار اهتمام مىورزيد . از جمله كنيسه‌هاى مشهور ، قلّيس در صنعاء بود و اين كلمه معرّب‌شدهء كلمهء يونانى كليسا مىباشد . گفته مىشود كه ابرهه اين كنيسه‌ها را با طلا و نقره و سنگ‌هاى مرمر و انواع رنگ‌ها و گوهرها تزيين كرده بود . ! و وسايل بنّايى و سنگ‌هاى منقوش به طلا را براى ساخت آنها حمل كرده بود و مجسمه‌هايى از طلا و

--> ( 1 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 257 . ( 2 ) . بروج ( 85 ) ، 4 - 8 .